محمد مهدى ملايرى
219
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شيرويه بوده است كه قطعاتى چند از ترجمهء عربى آن هم در برخى از مصادر عربى و بيشتر در عيون الاخبار باقى مانده است « 1 » ؛ و فردوسى هم در شاهنامه از آن ياد كرده و قسمتى از آن را هم نقل كرده است ؛ بنابراين به احتمال قوى كتابى كه به نشانهء ( ج ) ذكر شده همان نامهء خسرو پرويز است به پسرش شيرويه ؛ و اگر در نظر بياوريم كه در ضمن قطعاتى كه از نامه خسرو پرويز در عيون الاخبار نقل شده مطالبى هم دربارهء قواعد بلاغت و دستور سخنآورى ديده مىشود ، و اگر آن را با وصفى كه ابن نديم براى اين كتاب ذكر كرده يعنى « عين البلاغة » بسنجيم شايد به احتمال قوى بتوان گفت كه اين كتابى كه در شماره سوم ذكر شده همان نامهء خسرو پرويز به پسرش شيرويه مىباشد . و اما كتابى را كه در اين صورت با نشانهء ( د ) ذكر كرديم اينوسترانزف آن را هم از خسرو انوشروان دانسته و آن را با يك واقعهء تاريخى كه در دورهء انوشروان اتفاق افتاده يعنى فتح يمن مربوط مىسازد . چنان كه مىدانيم انوشروان براى كمك به سيف بن ذى يزن پادشاه يمن كه حبشيها كشور او را گرفته بودند لشكرى به فرماندهى يكى از مرزبانان خود كه طبرى نامش را وهرز و وهرزان نوشته به يمن فرستاد و او حبشيان را شكست داد و به دستور خسرو سيف را به پادشاهى نشاند و بازگشت ولى دوباره حبشيها بر سيف شوريده او را كشتند و بر يمن مسلط شدند . بار ديگر انوشروان وهرز را با چهار هزار سپاهى به يمن فرستاد و وى پس از سركوبى حبشيان در آنجا بماند و يمن را به نام خسرو انوشروان اداره مىكرد ، و پس از وى همچنان جانشينانش بر آنجا فرمان مىراندند تا ظهور اسلام كه ايرانيان يمن اسلام آوردند و يمن هم ضميمهء خلافت اسلامى گرديد . در مصادر تاريخى مانند « الاخبار الطوال » ابو حنيفهء دينورى « 2 » و « عيون الاخبار » ابن قتيبه « 3 » و « تاريخ طبرى » « 4 » از نامههائى كه اين مرزبان « وهرز » به خسرو انوشروان
--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر از اين نامه و قطعات آن به شماره يكم سال اولين همين مجله ص 35 - 38 نگاه كنيد . ( 2 ) . الاخبار الطوال ص 65 . ( 3 ) . عيون الاخبار ج 1 ، ص 178 و 179 . ( 4 ) . به صفحات 949 - 950 و 658 و 1040 نگاه كنيد .